ابراهيم عاملي ( موثق )
432
تفسير عاملي ( فارسي )
نقل كردهاند كه هر كسى در مقصود از اين دو كلمه چيزى نوشته است : از ضحّاك و مجاهد نقل شده است كه آنها گفتهاند مقصود سران يهود مثل كعب و حيّى بن - اخطب است ، و عكرمه گفته است : مقصود آن مرد غيبگو است بنام ابو برزه كه مسلمانان هم نزد او ميرفتند و احترامش ميكردند . طبرى خود نوشته است : بهترين معانى اين كلمات اين است : بنگر به آنها كه ميپذيرند و تصديق ميكنند چيزهائى غير از خداوند را . و اين معنى با تمام آنچه گفتهاند مطابق مىشود چون رؤساء يهود يا غيبگويان را هم مردم تصديق و اطاعت ميكردند اگرچه بر خلاف فرمان خدا و دين بود . ابو الفتوح : بعضى قاريها قرائت كردهاند : « ألَمْ تَرَ » با سكون را و اين لغت بعضى عربها است كه در همه ى اينطور فعلها با سكون آخر تلفظ ميكنند . « أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً » 53 طبرى : يعنى يهوديان به چيز اندك بىارزش بخيل هستند اگرچه پادشاه باشند و چيزهاى پر قيمت در اختيار داشته باشند . ابو الفتوح : بعضى اين آيه را چنين معنى كردهاند : اين يهوديها كه مى - گويند اعراب قريش به راه راست هستند نسبت بمسلمين ، آيا اينها پيغمبر هستند كه حكم ميكنند بهدايت عده اى و گمراهى ديگران ، يا بهره اى از حكومت و سلطنت دارند كه براى يكعده بر ضرر عده ديگر فرمان صادر ميكنند ؟ پس آنها نميتوانند بىمقدار - ترين چيزى بمردم ببخشند . مجمع : پس از آنكه در آيت جلو نقل شد كه يهود قريش را بهتر و به راه راست معرفى كردند اينجا گفته شده است : در اختيار آنها نيست حكومتى تا چنين حكمى بكنند ، و بعضى گفتهاند : مقصود از ملك ادعاى يهود است كه ميگفتند : در آينده ، كسى از ما قيام مىكند كه دين ما را تازه كند و حكومت در اختيار ما باشد ، در برابر اين - ادعا به اين جمله تكذيب ادعاى آنها شده است و در دنباله ى آن گفته شده است كه اگر حكومت همه ى جهان با آنها باشد كمترين چيز به كسى نميدهند ، و در تفسير ابن